سيد جلال الدين آشتياني
140
شرح حال و آراى فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
ابن سينا جملات مذكور را به عبارات مختلف تكرار كرده است و مطلبى كه شخص محصل را قانع نمايد در كلامش ديده نمىشود . اصولا شبههء وجود ذهنى تا زمان صدر المحققين لا ينحل مانده بوده است . صدر المحققين از اشكالات وارد بر وجود ذهنى به دو نحو و دو طريق جواب داده است ، چون دأب آن حضرت آن است كه در جميع مواردى كه عويصهاى را حل مىنمايد ، از نهايت تسلط به مبانى عقلى هم به طريقهء قوم سخن مىگويد و هم به طريقهء حكمت متعاليه و در بسيارى از موارد تحقيق خود را با اشاره يا با جمله كوتاهى بيان كرده و رد مىشود كه عمدهء حل مشكلات اسفار مربوط و منوط به حل همان جملات است . صدر المتألهين علم را عبارت از يك نحو وجود خاص مىداند و از اعراض ذهنيه و كيف نفسانى نمىداند ، بلكه قيام صور ذهنى به طريق ايشان به نفس قيام صدورى است و ملاك ادراك انتقال از نشأهاى به نشأهء ديگر است نه به تقشير و حذف جهات مانعهء از ادراك و اينكه مرحوم حكيم سبزوارى در حواشى اسفار و كتاب شرح منظومه ، مختار خود را از مختار آخوند جدا دانسته و مىگويد : علم را من كيف نفسانى نمىدانم اگرچه آخوند ملا صدرا اصرار دارد كه علم كيف نفسانى است . كلامى دور از انصاف است . آخوند ملا صدرا در موارد عديده علم را يك نحوهء وجود مجرد دانسته و اصولا مبانى فلسفى او سازش با اين قول ندارد ، چون آخوند علم را نظير وجود مقول به تشكيك مىداند . من تعجب مىكنم از حكيم سبزوارى كه چرا تفوه به اين حرف نموده است و تحقيقى را كه آخوند در كتب خود مفصلا ذكر كرده است ، بلكه پايه آنرا گذاشته است ، محقق سبزوارى از آن غفلت كرده و كلام آخوند را با آبوتاب به خود نسبت داده است .
--> آنكه منقلب شود به عرض و كيف ، كه مختار سيد المدققين باشد ، بر انقلاب هم اشكالاتى وارد است كه ما تبعا لصدر المتألهين بهطور اشباع در رسالهء وجود ذهنى متعرض اين بحث شدهايم .